سفارش تبلیغ
صبا
چون نیکوکارى بر زمانه و مردم آن غالب آید و کسى به دیگرى گمان بد برد ، که از او فضیحتى آشکار نشده ، ستم کرده است . و اگر بدکارى بر زمانه و مردم آن غالب شود و کسى به دیگرى گمان نیک برد خود را فریفته است . [نهج البلاغه]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :12
بازدید دیروز :17
کل بازدید :159638
تعداد کل یاداشته ها : 180
97/4/3
1:35 ع
موسیقی
مشخصات مدیروبلاگ
 
شقایق صحرایی[2]
چقدر تصفیه شدن خوب است. هر آدمی یک « حضرت آدم» است. خاکی سفت و سخت رسوبی چون سفال که از سیل جاری و خروشان و خرمی برانگیز بر زمین می ماند و می بندد و صدها بذر امیدوار شکافتن و هزارها ساقه ی نازک و بی تاب روئیدن و از خاک به خورشید سر زدن را در زیر می گیرد و خفه می کند و می پوساند ... و آنگاه در این خاک رسوبی «روح خدا» و سپس آگاهی بر همه ی نام ها و در نتیجه سجده ی تمامی فرشتگان در پایش و از آن پس داستان بهشت و تنهایی و نیاز به جفت و خلق حوا از خاک آدم و عصیان و هبوط به این زمین و حیرت و طرد و غربت و محکومیت رنج و جنگ و عطش و توبه و ناله ی بازگشت و ضجه ی این گیلگمش در زیر این آسمان غریب و سرد و سنگین که بر روی سینه اش افتاده است و نفس کشیدن را بر او عذاب کرده است و سخت ترین فصل این سریال خود « زندگی »، درام مصیبت بار و تحمل ناپذیر « زندگی کردن»! که آدمی در آن تجزیه می شود و بدان آلوده ...

خبر مایه
لوگوی دوستان
 

عناوین یادداشتهای وبلاگ
برای دخترم ... عناوین یادداشتها[153]

با یاد دوست

 

در صفحات تقویم، چهاردهم تیرماه با عنوان «روز قلم» به خود جلوه‏ای دیگر بخشیده است. نام‏گذاری این روز به نام قلم، بی ارتباط با تاریخ کهن متمدن و فرهنگ‏ساز این سرزمین نیست. ابوریحان بیرونی در کتاب آثار الباقیه خود آورده است که چهاردهمین روز از تیرماه را ایرانیان باستان، روز تیر (عطارد) می‏نامیدند. از طرفی سیاره تیر یا همان عطارد، در فرهنگ ادب پارسی، کاتب و نویسنده ستارگان است. به همین مناسبت این روز را روز نویسندگان می‏دانستند و گرامی می‏داشتند.

نه اینکه خود را اهل قلم بدانم و نویسنده، فقط می دانم که تا امروز
سنگین تر از قلم

برنداشته ام!
و به همین خاطر است که دغدغه ی قلم هر کجا و هر زمان حرف اول دنیای من است،
دغدغه ی نوشتن یا ننوشتن ...
دغدغه ی ... دغدغه ی ...
دغدغه ی خریدار داشتن یا نداشتن!
و دغدغه ی من یزید قلم!
نه! این دوتای آخری دغدغه ی من نیست، بلکه دغدغه ی ...
دغدغه ی که بگویم؟!
دیروز قلمم را به مزایده گذاشته یود!
به خیالش که با برق زر می تواند از من بخردش! تمامش را!
خبر ندارد که تنها دار و ندار من همین است و بس، در این دنیا و در دنیای دیگر ...


قلم! موجود عجیبی است!
هر چه گران تر باشد، ارزان تر می خرندش و هر چه ارزان تر باشد گران و گران تر!

 

خدایا خودت این قلم فقیر و ضعیف و شکننده ام را غنی و قوی و مستحکم بدار و از جمیع بلایا و ناپاکی ها در امانش بدار


88/4/17::: 7:4 ع
نظر()